محمد ماهان محمد ماهان ، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

ماه زندگی ما

چهارماهگی

تو وصل بودی به بهشت ... من وصل شدم به تو ... بهشت کشیده شد .... تا زیر پایم..... خوب دیگه واسه خودت مردی شدی عشقم ... اول از اینکه خیلی ناز میخوابی با اینکه اصلا دوست ندارم خواب باشی و همیشه بیداریتو دوست دارم ولی اونقدر خوشجل میخوابی که مجبور میشم دست به دوربین ببرم ... از نور زیاد بدت میاد .... یا باید دستت و بزاری روی چشمت یا اینکه ... پتو رو بکشی روی چشمت !! در ضمن این پتو رو خیلی دوست داری و خاله جونت برات خریده .... دیگه اینکه آینه رو دوست داری اگه بگیرمت یا بزارمت جلوی آیینه بی نهایت خوشحال میشی بسیار خود شیفته هستی دائم خودت و نگاه میکنی و ...
14 مهر 1392

پارک

چند وقت تصمیم داشتم با کالسکه به پارک ببرمت ... آخه پارک دیوار به دیوار خونه ماست ولی من حسابی تنبلی میکردم ... بلاخره دیروز عصر که یاسمن هم پیش ما بود با هم همت کردیم و راهی پارک بغل شدیم.. اولش که گذاشتمت توی کالسکه کلی گریه کردی و لبات و برچیدی و بغض کردی ... بعد که رسیدیم پارک و درخت ها و بچه ها و همه فضا رو دیدی انگار خوشت اومد که راهت می برند و تو هم نظاره میکنی ... خلاصه چند تا دور که زدیم و شما کلی دید زدی و یاسمن هم کلی از سواری دادن تو لذت برد خیلی راحت به خواب رفتی .. اونقدر خوابت عمیق بود که وقتی خونه رسیدیم و روی تخت گذاشتمت بازم به خوابت ادامه دادی ..   بعد کلی گریه و بغض کردن تازه تصمیم گرفتی و بی...
2 مهر 1392

ماجرای من و کارام 1

سه ماه و هفت روزه بودم ....  مامانی دیگه منو زیاد روی راکر نمی زاره اول به خاطر اینکه همش دوست دارم خودمو پرتاب کنم و از کمر خم میشم بر گردم از روش  و دوم اینکه اونقدر با عروسکهای راکرم حرف میزننم و جیغ میکشم که هم سر مامانم درد میگیره هم اینکه میام پائین تا بگیرمشون فقط کله ام می مونه اون بالا اینم عکساش اینجا داشتم براشون نقشه میکشیدم حالا کم کم میرم پائین و بهشون دست میزنم بهشون مشت میزنم حالا بازم برم پائین تر یا نه !! دیگه کارایی که بلدم اینه که عاشقه دستامم اینقدر دوست دارم هر دوتاشو تا ته بکنم توی حلقم !! اینقدر صدا در بیارم گاهی هم حسابی عق بزنم! تازه اگه بشه دوست دارم پاهامو هم ...
25 شهريور 1392
1